تیم ملی هزار داماد


در صحنه ای از فیلم دایره زنگی، عباس (مهران مدیری) به همسایه ی مذهبی آپارتمانشان (امید روحانی) که به بهانه ی قوانین آپارتمان نشینی به نصب ماهواره توسط همسایه ها اعتراض میکند، میگوید: «تا دیروز پیش جلو آسانسور وایمیسادی میگفتی دربست، حالا میخوای فرهنگ آپارتمان نشینی یاد من بدی؟» بیست سال پس از جام جهانی ۱۹۷۸، تیم ملی ایران برای دومین بار در تاریخ، مجوز ورود به جام جهانی را به دست آورد. شادی ناشی از این صعود به حدی بود که نخستین جشن ملی خیابانی پس از انقلاب را رقم زد. پس از شانزده سال، دو تصویر از آن دقایق بزرگ در خاطره مردم پر رنگ تر است. یکی لحظه ی شادی خداداد عزیزی پیش از گذشتن توپ از خط دروازه و دیگری چند ثانیه بعد، لحظه ای که ویرا، مربی برزیلی تیم ملی قدم زنان به سمت نیمکت بازگشت و سیگارش را از روی زمین برداشت. ویرا البته آنقدر خوش شانس نبود که مثل بیشتر مربی هایی که با تیمی به جام جهانی صعود میکنند، در طول مسابقات هم روی نیمکت تیم حضور داشته باشد. کارش نشد و ایویچ را جایگزین کردند اما پس از باخت در یک بازی تشریفاتی مقابل رم عذر ایویچ را هم خواستند و تیم ملی را چند روز مانده به جام جهانی به فردی به نام جلال طالبی سپردند. در شلوغی های آن سال ها هیچ گاه معلوم نشد طی چه فعل و انفعالاتی ستاره ی بخت جلال طالبی درخشید، اما در مصارف داخلی بارها تاکید شد ایران با یک مربی ایرانی به جام جهانی رفته است.
۸ سال بعد، فوتبال ایران دوباره راهی جام جهانی شد. در پنج سال قبل تیم کم و بیش از مدیریت با ثباتی برخوردار بود. حضور چند بازیکن در لیگ های مطرح و حضور برانکو، تیم شلخته ی سالهای قبل را به تیمی جاندار تبدیل کرده بود و صعود آسان آن سال و تیم ملی ای با چند لژیونر در اروپا انتظارات را به حدی بالا برده بود که کمتر هواداری به کمتر از صعود از گروه به عنوان تیم دوم رضایت می داد.در گیر و دار این توهمات ملی ، از چند ماه پیش از شروع مسابقات روزنامه های ورزشی بسیاری و حتا روزنامه های غیر ورزشی ای (مشخصن کیهان را به خاطر دارم) در بوق و کرنا کردند که «نشستن روی نیمکت تیم ملی ایران در جام جهانی حق مربی ایرانیه». امیرخان که آن روزها هنوز در آستانه ی جهش های بزرگ بود، هرروز با یک روزنامه مصاحبه میکرد و از افاضات و برتری های مربی داخلی میگفت. پر واضح است که امیرخان تنها نبود. از صمد مرفاوی تا جلال طالبی و علی پروین متفق القول بودند این جهش و افتخارش جز با مربی ایرانی تکمیل نمیشود. آن دوره از مسابقات برای ایران با «خداحافظ جام جهانی، خداحافظ برانکو» تمام شد. تیم ملی کنترات تحویل امیرخان قلعه نوعی شد و یک سال بعد تیمی که حداقل روی کاغذ بهترین تیم تاریخ ایران بود پس از یک مجموعه بازی رخوت آور از مسابقات حذف شد. امیر خان در برنامه ی نود ادعا کرد تمام مسئولیت ها را شخصن به عهده میگیرد اما توضیحی درباره ی معنی این جمله نداد. نیازی نبود توضیحی بدهد.
بعد از مجموعه ی بی نظیری از پشتک وارو زدن (تیم حتا چند روزی هم تحت مربی گری پرویز مظلومی بود)، بالاخره سکان تیم به دست کی روش افتاد. کی روش بالاخره ترمز فوتبال در حال سقوط ایران را در رده ی ملی کشید. تیم ملی به لطف مربی گری کی روش و بازیکنان نسل دومی ای که از اقصا نقاط دنیا برای بازی در تیم ملی پیدا کرد به جام جهانی صعود کرد. با این که در تمام این سه سال لیگ روز به روز در حال بدتر شدن بود و از لیگ پرشور سال های قبل تنها مضحکه ای چندش آور باقی مانده بود، تیم ملی توانست حساب خودش را از رده ی باشگاهی جدا کند و عازم برزیل بشود. شاید باور یک ناظر بیرونی به این صورت باشد که بعد از این همه افتضاح بالا آمده توسط مربیان داخلی این یک بار همه باید مشوق مربی خارجی باشند یا حداقل سکوت پیشه کنند و در دلشان به فکر زمین نخوردن تیم ملی باشند. زهی خیال خوش. برخی از هواداران تیم دوم پایتخت که هنوز تفاوت فوتبال و فوتبال ملی را با فوتبال بازی کردن در محله ی خودشان (آن هم فقط در محله ی خودشان و نه مسابقه با محله ی رقیب) نفهمیده اند تا امروز بعد از ظهر روی سکوی تماشاچی ها درخواست میکردند سید مهدی رحمتی دروازه بان تیم ملی باشد. دقیقن همین سید مهدی رحمتی که این روزها مضحکه ی خاص و عام است. اما این هنوز بخش کوچک داستان است. در شرایطی که بازی های تدارکاتی تیم ملی به انگشت های یک دست هم نخواهد رسید، باشگاه ها از در اختیار گذاشتن بازیکنانشان اجتناب کردند که بهتر بتوانند از باشگاه های آسیا حذف شوند و تیم ملی با ۱۱ نفر راهی بازی با آفریقای جنوبی شد. مربیان داخلی و بسیاری از هواداران فهیم و پیگیر اما به ناگاه به یاد می آورند که در اروپا اختیارات مربی تیم ملی محدودتر است. چیزی که فراموش می شود این است که چه حالت بهتری برای تیم ملیتان متصور بودید که الان شاکی هستید؟
به قول فتحعلی شاه قاجار همه چیزمان به همه چیزمان می آید.

Advertisements
نوشته شده در Uncategorized. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: