این مسلمان های ناز

1-توهم توطئه، آن هم ارجاع دادن مسائل به لابی های پنهان اسرائیل در آمریکا، دست های آمریکا در خاورمیانه، نفوذ سعودی ها در بین سلفی ها و پول اسرائیل می تواند ریشه های درستی داشته باشد یا نداشته باشد، اما منهای ایراد واضح اش که محک ناپذیری ادعاهای بر پایه ی توهم توطئه است، با حقیقت دیگری نیز همراه است و آن مطرح شدن و پرطرفدار شدن این ادعاها در زمان درماندگی است. به استقرا می توان دید هرچه گروهی در حل مساله ی پیش آمده درمانده تر شده، حمایتش از تئوری های بر پایه ی توهم توطئه بیشتر می شود؛ تا آنجا که عده ای می توانند بهار عربی را به کل توطئه ی آمریکا بدانند یا میرحسین موسوی، پیش و پس از انتخابات را بازیگر حاکمیت.
2-محمد قائد جایی در کامنت یکی از متن هایش در پاسخ به کامنت گذاری که زمین و زمان را به هم دوخته بود تا درباره ی سرنوشت حق بپرسد، گفته بود: «کار جهان کار قدرت و ثروت است، بقیه ی ماجراها زیر لحاف می گذرد». درباره ی مصونیت و تبعیض به نفع یهودی ها در آمریکا و به خصوص اروپا، صحبت و ادعا و شاهد زیاد هست، آنچه هست این است که لابی قوی نیاز به ثروت و بازی در قواعد تعیین شده دارد. علاوه بر این وجود لابی هایی مانند ایپک، این مساله را ثابت نمی کند که دنیا در سطح خورد و کلان در دست سرمایه داران یهودی می چرخد.
3-واقعیت تلخی که بسیاری از مسلمانان، ترجیح می دهند نادیده بگیرند، این است که تفاوت های که آن ها بین اسلام و مسلمانان قائلند، برای کسی جز خودشان اهمیتی ندارد. این که اسلام راستین چیست و برخی مسلمانان که در خانه هایشان نشسته اند چه فکر می کنند برای کسی اهمیتی ندارد، آنچه اهمیت دارد تاریخ اسلام است و عملکرد مسلمانان در دوره های مختلف، همانطور که برای غیر یهودی ها هم آنچه اهمیت دارد تاریخ و عملکرد یهودیان در ادوار مختلف است و منظور از عملکرد، چیزی است که دیده می شود و ثبت می شود، باید به یاد داشت حتا قبل از آمدن رسانه های غربی مانند بی بی سی نیز تاریخ و وقایع ثبت می شدند و این تقصیر رسانه ها نیست که چیزی را نمایش می دهند که دیده می شود. همانطور که بهار عربی چهره ی دیگری از مسلمانان را به دنیا نشان داد، القاعده نیز تلاش می کند اسلام را آنگونه که خودش می پسندد تعریف و عرضه کند.
4-می توان ژست گرفت و مثلن مدعی شد هر عقیده ای محترم است و با توهین کننده به عقاید دیگران باید برخورد کرد، لازمه ی چنین ژستی توجه به این مطلب است که ژست گیرنده باید حداقل در دفاع از مثلن دراویش و بهایی ها و دیگران نیز هر از گاهی هنجره خود را پاره کند، والا این امر بر عده ای مشتبه می شود که منظور از هر عقیده ای، مشخصن اسلام است و آن هم اسلام مقبول گوینده. همه ی جمله های این پاراگراف مستقل از مضحک بودن ادعای محترم بودن همه ی عقاید و ممنوعیت توهین یا دفاع از خود در برابر هر عقیده ای است.
5-رسانه های غربی، مشخصن بی بی سی، دولت آمریکا و تمام آنچه عقلای قوم نامیده می شوند تلاش کرده اند آتش را بخوابانند. پوشش تجمع های پراکنده ی مسلمانان در محکومیت کشتار و تجمعات و صحبت های هیلاری کلینتون که در اوج انتخابات پیش رو، ابتدا فیلم تولیدی را سرزنش کرد و سپس کشتن سفیر آمریکا را محکوم شاهد بزرگی بر این مدعاست.
6-چندی پیش شاهین نجفی آهنگی درباره ی امام دوازدهم شیعیان منتشر کرد که بسیاری از شیعیان آن را توهین آمیز دانستند، تا آنجا که برخی از مراجع حکم ارتداد و لزوم قتل او را دادند و مدت ها تبدیل به سرخط خبرها شد. چند روز پیش محسن نامجو، آهنگ دیگری درباره ی امام دوازدهم شیعیان منتشر کرد که در آن به وضوح عقاید شیعیان به سخره گرفته شده بود، این بار اما کسی ماجرا را رسانه ای نکرد و پی گیرش نشد، نه عده ای از جبهه ی کفار(ِایرانی) فتح الفتوحی را جشن گرفتند و نه شیعیان احساس کردند آسمان به زمین آمده، دلیل شاید تنها تکراری شدن موضوع بوده و این که احساس شد مساله آنقدرها هم اهمیت ندارد.
7-فلسفه و قانون گذاری نه بحث تاکسی است و نه بحث شبکه های اجتماعی، درباره ی مرز آزادی می توان بسیار صحبت کرد و مصداق های بسیاری را در هر جمعی بررسی کرد، اما آنچه هم اکنون اهمیت دارد قانون است و علما و امت خوششان بیاید یا نیاید ساخت این فیلم در آمریکا جرم محسوب نمی شود، پس نمی توان سازنده اش را در آمریکا محکوم و زندانی و قطع ید و اعدام کرد و قوانین جاری آمریکا نیز «بر اساس قوانین شریعت های توحیدی» نوشته نشده، این که فرد خشمگین درخواست کننده ی مجازات، سید محمد خاتمی و آیت الله دستغیب است یا یک کاربر ساده ی گوگل پلاس و فیس بوک در این ماجرا تغییری ایجاد نمی کند.
8-هنوز پرطمطراق است تحلیل کنیم چه کسی از این ماجرا سود می برد؟ بسته به این که دشمن ما کیست می توانیم تحلیل کنیم سود برنده از این ماجرا آمریکاست، جمهوری خواهان هستند، عربستان سعودی و قطر هستند یا روزنامه ی کیهان است، هر کدام از این ها را می توان آغازگر مصیبت های اخیر دانست.
9-آرام باشیم
پی نوشت1- تگ کردن افراد در متن را دوست ندارم، ولی متن بدون تگ کردن افراد خوانده نمی شود.
پی نوشت 2-تلاش کردم پاراگراف ها را شماره گذاری نکنم، نشد.
پی نوشت 3-ایده ی تعدادی از پاراگراف ها از بحث های امروز آرمان امیری در پلاس بود.

Advertisements
نوشته شده در Uncategorized. Leave a Comment »