آدم های خوب آدم های بد

اما اخلاق ورای صدها سال بحث فلسفی، معضلی است گریبانگیرتر و ملموس تر. در جامعه با پدیده هایی مواجه می شوید که مثلن دختربازی یا پسربازی می کنند، مشروب می خورند، دروغ می گویند، زور می گویند، در حالی که همه ی این ها را «بد» می دانند و نماز می خوانند یا روزه می گیرند یا «رمضان و محرم خلاف را تعطیل می کنند»، در سطح کلان تر، خمس و زکات می دهند و چند سال یک بار عازم مکه و کربلا می شوند و امید دارند(بهتر است بگویم معتقدند) خدا بر آن ها ببخشاید، چه خداوندشان ارحم الراحمین است. پس از انجام دادن این کارهای «خوب» و معامله ی نیکویی که با خداوند خود انجام داده اند نیز شب با وجدان آسوده سر بر بالین می گذراند و فردا باز به همان زندگی گذشته مشغول می شوند. به قرینه، افراد خنده دارتری هستند که مدعی هستند به خدایی اعتقاد ندارند یا مذهبی ندارند و در عین حال هیچ گاه از اخلاقیات مرسوم مذهبی تخطی نمی کنند، مورد اخیر در جامعه ی امروز به عنوان «آدم خوب» شناخته می شود.
همه ی این بدیهیات و یک عالمه حرف دیگر

Advertisements
نوشته شده در Uncategorized. Leave a Comment »

هنوز آیین نمی دانیم

این یادداشت کوتاه به علی اکبر محمدزاده تقدیم می شود، به دور از عکس های افسرده
و برای جواد سوهانکار که سخن نمی گوید و آستینش از اشک تر است.
در مقیاس کوچکی مانند دانشگاه شریف، الک نیست، در حالی که باید باشد و اما این «باید باشد» با تفسیری کودکانه، بدل به ضد خود می شود که نه تنها الک را در دانشگاه یا هرجایی به غیر از پشت میله های اوین نمی خواهد، که تمام آنچه را که هویت الک را تشکیل داده نیز به مرور از بین می برد، تا با خوانشی اغراق آمیز ماجرای مردم شام را بازسازی کند، آن هنگام که خبر ضربت خوردن علی در محراب را شنیدند و می پرسیدند» مگر علی هم نماز می خواند»؟
چگونه؟ توضیح می دهم.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف، تنها زنده مانده ی انجمن های اسلامی(به استثنای دانشگاه تهران) با انتخاباتی که دو سال اجازه ی برگزاری پیدا نکرده بود، به لطف مشخصن الک و عده ی معدود دیگری زنده مانده بود. نتیجه ی این جنگ فرسایشی، کارنامه ای هرچند قوی با توجه به امکانات، اما نه چندان مقبول از دید ناظر خارجی بود و مدت ها بود به برونداد انجمن به عنوان آبراهه ای نگاه می شد تا بلکه زمانی فرصت برای تجدید نفس پیدا شود، اما این اتفاق نیفتاد. از طرف دیگر با توجه به تغییرات سریع دانشجویان در دانشگاه و تغییر حدود یک چهارم جمعیت دانشگاه در هر سال تحصیلی، انجمن به تلخی از خاطرات پاک شد و آن چه از آن ماند، تعداد انگشت شماری اعضای تیپا خورده اش بودند و الک. و باز هم به تلخی الک تبدیل به دانشجویی قدیمی در زندان شد که دیگر کمتر کسی علت بازداشتش را به یاد می آورد، تلخ تر، هم ردیف نام هایی مانند مجید دری و مجید توکلی شد و عکسی در فیس بوک: پسری که در برابر فشارها در زندان ایستاد.
و مرثیه سرایی و آخ نیستی راحت تر و دلنشین تر از به یاد آوری آن است که مثلن در تمام بیش از دو سال سردبیری الک در خبرنامه، نشریه تحت هر شرایطی حداقل هفته ای یک بار منتشر شد و به پشتوانه ی الک بود که انجمن شریف حتا یک سال و نیم پس از خرداد هشتاد و هشت هم ماند و با موسوی و کروبی به حصر رفت.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف به جایی رسید که رییس دانشگاه، آگاهانه و مصاحبه کننده نشریه ی نقطه سر خط، آگاهانه یا نا آگاهانه آن را هم ردیف انجمن جعلی مستقل قرار دهند و بگویند این از این طرف، آن هم از آن طرف. و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف خواه ناخواه هویت الک است.
در برابر آن چه اتفاق افتاده، همه ی کسانی که به هر طریقی روضه خوانی کرده اند، مقصرند، » یک نفر که در زندان ایستادگی کرد» خلاصه ی خوبی از الک نیست و حتا سنگ قبر خوبی برای انجمن. الک هنوز چند کیلومتر آن طرف تر زنده است و واقعی است و روزی آزاد می شود و به همین سادگی با تمام آنها که مرده ی ایشان سال هاست عاشقانه ستایش می شود تفاوت دارد.
الک زنده است و آیین نمی دانیم که قصد کشتنش را کرده ایم.

نوشته شده در Uncategorized. 1 Comment »

در پیرامون محمد خاتمی و انتخابات مجلس

1- به طور عمده فعالیت های سیاسی و اجتماعی را به دو گونه می توان زیست، با مشی فداکارانه برای آرمان یا حقی برتر و یا به عنوان بخشی از تلاش انسان برای بهبود سطح زندگی خود.
2- در این بین دیدگاه اول در قرن گذشته بارها و بارها در بوته ی آزمون قرار گرفته و نه تنها در بازه های زمانی مختلف نتایج قابل استقرایی دارد، که در چارچوب اخلاقی خاص خودش معیارهای قضاوت ساده ای نیز دارد.
3- فارغ از این که از کدام دیدگاه به فعالیت های اجتماعی یک فرد یا مجموعه ای از انسان ها(متشکل، به عنوان جنبش یا مستقل از یکدیگر) نگاه شود، فردی که تصمیم به انجام فعالیتی می گیرد، به طور پیش فرض مجموعه ی قواعدی را پذیرفته که خروج از آن ها بلا موضوع است، بدیهی ترین مثال در این باره گله از جامعه در همراهی نکردن است، اگر جامعه به نظر فرد ساز ناکوک می زند بی درنگ مشکل از ساز فرد است نه جامعه. ساز مشکل دار خواه ساز علی مطهری باشد، خواه ساز محمد خاتمی یا هر شخص یا گروه دیگر محکوم به حذف شدن است و عزاداری احتمالی گروهی از آیندگان هم نه برای فرد نان شب می شود و نه برای کشور.
4- عدم تشخیص موقعیت و جایگاه فرد در یک کنش اجتماعی در سال های اخیر کشور، به عنوان عنصری درخشنده، همواره طنز تلخی چاشنی روزهای سخت کرده است. از کامبیز حسینی، مجری برنامه ی پارازیت که گه گاه، پنهان و آشکار خود را علم دار مردم می داند، تا کاربران فیس بوک و بالاترین که از پشت کامپیوترهایشان کرور کرور درباره ی مثلن کم تند بودن فلان نامه ی فلان شخص در نقد حکومت، تز می دهند. اکبر گنجی، دفتر تحکیم وحدت و هزاران مثال دیگر.
5- آبرو، پشتوانه ی اجتماعی و محبوبیت مهم ترین داشته های یک فعال سیاسی، آن هم در موضع اپوزوسیون هستند، شخصی که در طول 15 سال توانسته سطح محبوبیت خود را کم و بیش حفظ کند، به علاوه قابل فرض است در تمام دوران حضورش در حکومت به دنبال قدرت مادی قدرتی فرسوده نکرده، با ادبیات بسیار ساده آن قدر می فهمد که یک شبه این ها را باد هوا نکند. قبل از هر نوع فحاشی باید پرسید محمد خاتمی با عدم شرکت در انتخابات چه چیزی را از دست می دهد که حالا خلاف تمام صحبت های اخیرش ممکن است در انتخابات شرکت کرده باشد؟
6- اگر محمد خاتمی شرکت در انتخابات، در هر شرایطی را، وظیفه ی شرعی خود نداند که قریب به یقین نیز این گونه نیست، دلیلی برای عدم تایید حضورش در انتخابات ندارد، به یاد آوریم محمد خاتمی، رضا پهلوی نیست که یک شبه از پشت بته زاده شده باشد.

نوشته شده در Uncategorized. 1 Comment »