درباره ی مساله ی انگشت کردن

من چندان اطلاعی ندارم که چند درصد مردم ایران یا جهان همدیگر را به صورت فیزیکی انگشت می کنند، اما آن چه به نظر مورد توافق همه می رسد این است که این رفتار در ورزشگاه فوتبال چندان عرفی به نظر نمی رسد، ماده ی 42 آیین نامه ی کمیته انضظباطی فدراسیون فوتبال بیان می کند:
بازیکنان و مربیان یا دست اندرکاران فوتبال چنانچه در زندگی اجتماعی و فعالیت‌های غیرفوتبالی خود، مرتکب اعمال غیرقانونی یا غیراخلاقی مغایر با شأن ورزشکاری شوند، به طوری که سبب وهن و یا بدبینی به جامعه فوتبال و نهادهای مرتبط با فوتبال شود، با توجه به حکم مراجع قضایی و شدت یا ضعف اعمال ارتکابی و تأثیر آن در جریحه دار نمودن اخلاق حسنه و نظم عمومی، تنبیهات ذیل، در مورد آنها به تنهایی یا با هم ، اجراء می‌شود:
الف: تذکر کتبی به متخلف با ارسال رونوشت به باشگاه
ب: توبیخ کتبی با درج در پرونده
ج: جریمه نقدی از ده میلیون تا سیصد میلیون ریال
د: محرومیت جلسه ای از دو تا هشت مسابقه رسمی یا محرومیت از فعالیت های رسمی از شش ماه تا دو سال
حال چه این مساله از نظر جامعه بسیار روزمره باشد یا این که آنقدر قبیح باشد که مستحق اعدام و شلاق و غیره باشد، چنانچه در زمین فوتبال شامل این بند از آیین نامه شود همه چیز در همین بند خلاصه می شود. هرچند پیشینه ی متهمان و فشار جامعه نیز مسائلی هستند که در تعیین حکم موثرند.
اما مساله ی دیگر پخش شدن سریع این دو کلیپ سی ثانیه ای در فضای اینترنت و در گوشی های موبایل بود و فشاری که از طرف جامعه روی محمد نصرتی مشهود است و روی شیث رضایی ظاهرن نیست.
این که آیا پخش سریع کلیپ و فشار جامعه روی نصرتی تناقض در جامعه ای است که از طرفی از دیدن این صحنه محظوظ می شود و از طرفی در ژست های اجتماعی اش این کار را ناپسند می داند یا این که مساله شبیه اوایل پیدایش فارسی وان است که انگار افراد جامعه از شکستن تابوهایی که سال ها در ذهنشان بود و حالا فضایی به وجود آمده بود که نه تنها به فانتزیهای پشت تابو مانده شان عینیت می بخشید، که به آنها اجازه ی به اشتراک گذاشته شدن با دوستان و همکاران را نیز می داد و به این طریق نوعی مشروعیت نیز به آنها اعطا می کرد؟
یا هر حالت دیگری که بحث مفصل دیگری را می طلبد. اما مساله ی مهم له نشدن محمد نصرتی است. شیث رضایی پیشتر از روزهای سخت تر هم سربلند بیرون آمده، کلیپ فحش دادن از پشت پنجره ی ماشین، ماجرای هواپیمای تهران شیراز، برخورد با علی دایی و تشکیل باند با نیکبخت و مامانی و حمید استیلی وتلاش برای حذف قطبی در زمان اوج محبوبیت قطبی ولو به قیمت زدن ضربه های اساسی به پرسپولیس تنها بخش کوچکی از سوابق شیثی است که ثابت کرده افکار عمومی جامعه تاثیر خاصی در رفتارش ندارد. محمد نصرتی اما سال ها بازیکن تیم ملی بوده و افتخار زدن گل صعود تیم ملی به جام جهانی 2006 را در کارنامه ی خود دارد. محمد نصرتی تنها بازیکن شاغل در لیگ ایران بود که همراه پنج بازیکن دیگر در بازی ایران-کره مچبند سبز بست و حالا انگار شایسته ی این برخورد جامعه نیست. آن حرکت آیین نامه ای دارد و هزینه ای که جامعه به محمد نصرتی تحمیل می کند ورای اتفاقی است که باید بیفتد.

Advertisements
نوشته شده در Uncategorized. 3 Comments »