خرمردرند

-کاش بعضی از آدما قد نصف ماهی خاویار داشتند. شنیدم خیلی آزار به اون دختر دادی، تو فقط قرار بود بری سراغ مهندس، خونه ی مهندس. کی به تو گفت خودسر بلند شی بری با اون دختره این همه مساله راه بندازی که بندش به ما وصل میشه؟ کی به تو گفت؟
-ما هر دو از چشمه سر اومدیم، دانشگاه قبول شدیم رفتیم تو…
-شعار…شعار…
-اسمش این نیست، وقتی عقیده هات درست باشند. اما خوب اونا ام…
-درست بگن
-سرکوب بشی، هرکی یه راه و طرفی برا خودش باز می کنه، اون وقت می افتی تو خلاء.
-خلا
-اسمش این نیست، عقیده اگه بد اجرا شه دلیل به غلط بودن عقیده نیست، اجرا شکست خورده، ما بنیه نداشتیم، منم زدم به…
-لات بازی
-اسمش این نیست. شما که ماوی، سر دسته ای، رییسی، واسه خودم درد و دل می کنم…
….

-ما تو تاریکی بهتر بلیدم لایی بکشیم، اسمش اینه.

-اسمش اعتراضه

اسمش اینه

نوشته شده در Uncategorized. Leave a Comment »

برو…مواظب عمرت باش

-سلامت کو؟…دختر
-ببین سهم نمی خوام، دوس دارم بمیری
-ولی من دوست دارم تو سر حال، پاکیزه و زنده باشی
-می کشمت… می کشمت…
-اصلن دوست نداشتم حکم کسی رو بخونم، برا رضا معروفی… تو… اگه زنده می موندم، می کشتم… حالا به حکم هیچ کسی نمردم…خواستم به حکم تو، به حکم عشق بمیرم…تو این سن حوصله ام سر رفته از همه چی… اسلحه که داشته باشی همه چی ساده تر میشه…من تو رو خیلی
عاشقتم

هنوزم با اینن وزنت دستت سنگینه، چقدر سر این سنگینی دستت خندیدیم
بزن منو…

می دونستم خالیه.. نگاه فروز

می دونستم هیچ وقت
آدم نشدم
-بالاخره فهمیدی خره هیچ وقت آدم نشدی؟
-خرگوش

برو…
مواظب عمرت باش…
خوشت میاد مثل فیلما اینجوری بمیرم؟

نوشته شده در Uncategorized. 3 Comments »

آوخ چه کرد با ما این جان روزگار؟

«فواره می شویم و روی بلندترین نقطه

نزول می کنیم»

و تا اینجا همه چیز عادی ست. سقوط اول، مثل هر انسان دیگری، هنوز جوانیم. هنوز رویا، هنوز آواز

«فواره می شویم و روی پایین ترین نقطه

دوباره نزول می کنیم»

آنگاه تازه یادمان می آید هیچ جای امنی وجود نداشت، فرارهای بی فرجام برای بازگشت به روزهایی که آرزوی امپراطوری را فقط خواب می دیدیم.

«فواره می شویم و روی صعود آخرمان هم

سه باره نزول می کنیم»

و آنگاه نمی دانم نزول، انزال وار، معنی اش را از دست می دهد یا ما معنی اش را، بودن اش را فراموش می کنیم. شاید هم فرقی ندارد.

«و خلاصه دلم برایت بگوید که ما همیشه نزول را محکوم کرده ایم و باز

نزول می کنیم».

پی نوشت که آنچه در گیومه آمده بود از شعر کمی تا قسمتی سنگین است سهند آقایی بود

نوشته شده در Uncategorized. 2 Comments »

می دونستم خالیه… نگاه فروز…

می دونستم خالیه… نگاه فروز…

فروز حتا نگاه هم نمی کنی؟

فروز حتا نگاه هم نمی کنی؟

حتا برای نگاه آخر فروز هم دیر شده بود

نوشته شده در Uncategorized. 5 Comments »

از اینجا تا گیجی

به نظر من » از اینجا تا کویت هفت تا خلیجه ناصر حجازی… گیجه» خواندن در ورزشگاه مسلمن غیر اخلاقی نیست.

گاه کتک زدن و فحش دادن چند تمشاگرنما هم غیراخلاقی نیست.

ولی حتا خیال تلاش برای سو استفاده ی سیاسی از مراسم تشییع حاصل تقکراات شرم آور بیماران خطرناکی است که گاه بی گاه انسان را به دفن رویاهایش ترغیب می کنند.

نوشته شده در Uncategorized. برچسب‌ها: , . Leave a Comment »

پرسپولیسی تر

پسر تو اصلن می فهمی من 13،14 ساله که بودم دقیقه ی 70، 80 که می شد نماز دو رکعتی می خواندم که خدایا کمک کن پرسپولیس ببره؟ بعد هم اصلانیان وارد زمین می شد و یک گل می زد و بازی دو یک یا یک هیچ می شد.

اول راهنمایی بودم دوره ی اول لیگ برتر، جام واداده را به نمی دانم چه رسمی به باخت دو یک استقلال در ملوان گرفتیم و بعد از داد و فریاد برای پرسپولیس، تیم دنیزلی و اولین باری که توانستم به ورزشگاه آزادی بروم و بازی چهارم قطبی،پرسپولیس پیکان، را ببینم و بعد قهرمانی آن سال و بعد همین خط های بریده هم برید.

یا برانده شد.

حتا همان مساوی های لعنتی و همان تیم مزخرف حسن خان محمدی کرگدن و محمد برزگر و حلالی( آخر هم نفهمیدم حلالی بود یا هلالی) و باهنر.

پسر تو اصلن می فهمی طرف ما که پزسپولیسی بودیم تمامشان خودشان را به گند کشیدند و طرف شما ناصر خانتان ماند، قدرش را بدانید.

قدر ناصر خانتان را بدانید

می شود آفتاب را هم دروغ گفت

بلوغ فعالیت اجتماعی یعنی از فعالیت چریکی دهه ی چهل و پنجاه رسیدن به زیر پل یادگار، چمران جلوی اوین شماره دادن،دور هم جمع شدن عرق خوردن، کافه رفتن در این گرانی، پوکر بازی کردن، مقاله نوشتن به امید آن که فلان دختر بخواند، پارتی رفتن، دختربازی، کافه کتاب زیرزمینی رفتن، موسیقی زیرزمینی ضبط کردن، گوش دادن، عاشق شدن. یعنی نگه داشتن هرچه برای تو زندگی خوانده می شود و به همین ساده گی است که می شود من رطوبت باشم و می شود آفتاب را هم دروغ گفت.

و مگر چیز بیشتری می تواند وجود داشته باشد؟

نوشته شده در Uncategorized. 1 Comment »

و گاه لازم نیست ما درباره ی همه چیز نظر بدهیم

«همین که جهان با این همه نظم ساخته شده ثابت می کنه که خالقی داره»

همان قدر که این ادعا مزخرف و دون پایه است مطرح کردن جمله ای مانند » پس از مرگ بن لادن تروریست دیگری باید پیدا شود تا آمریکا آزادی خواه بماند» هم تلفیق حداقل پنج گل واژه در یک جمله است.

و ای کاش ما انقدر باهوش نبودیم که سیاست جهان را با یک جمله لوله کنیم و ای کاش سندروم های آقای رییس از یک کشور دیگر بدیشان منتقل شده بود.

و هرچند این روزها صحبت از روی باد معده با استقبال بی مانندی مواجه می شود خداوند علیه السلام در کتاب آخرش می فرماید ان مع العسر یسرا.

پی نوشت: آتئیست های مذهبی، به نظر من، می توانند به سادگی به خطرناک ترین طیف تبدیل شوند

نوشته شده در Uncategorized. Leave a Comment »

کرامت ذاتی انسان ها

Edit
کرامت ذاتی انسان ها
by Mohamad Afk on Sunday, May 1, 2011 at 10:22am

اصلن بیاید در حالی که همین چند کیلومتر آن طرفتر یک پسر بچه در چاله ای از گه و لجن مشغول آب بازی است و کمی بیشتر از چند کیلومتر آن طرف تر مشتی آدم به صورت استدی استیت در حال مردن از گرسنگی هستند و در حالی که قذافی زندگی را از چند نسل از مردم کشورش گرفته به این فکر کنیم که لایک زدن زیر خبر مرگ پسر قذافی با کرامت ذاتی انسان ها مغایرت دارد و به این فکر کنیم که کشتن انسان ها بد است و چون کشتن انسان ها بد است نمی شود به این فکر کرد که اگر کشتن قذافی در این شرایط جلوی مرگ و آوارگی هزاران نفر را بگیرد، چرا نباید قذافی را کشت؟

بیا اصلن یک بطری ودکا برداریم امشب در خیابان راه می رویم و با هم بلند بلند درباره ی حق حیات و کرامت ذاتی انسان ها صحبت می کنیم و می گوییم اگر قذافی بمیرد این مساله تعمیم می یابد ویک قذافی دیگر روی کار می آید. بیا با هم زیر آواز بزنیم و از منحوس بودن جنگ بگوییم. از جهانخوار بودن آمریکا و منحوس بودن سرمایه داری تفت بدهیم و مسخرگی پیشه ی ما لودگی اندیشه ی ما…

نوشته شده در Uncategorized. 1 Comment »