استیل آذین، پرسپولیس و جمیع حواشی

هرچند حدود سه هفته از داستان پرسپولیس استیل آذین می گذرد و بحث شاید چندان چنگی به دل نمی زند، دوری من از ایتنرنت در این روزها تقصیر خودم نیست.
یک بار دیگر اتفاق را خیلی خلاصه بازخوانی می کنیم: ظاهر مساله این است که سوشا مکانی دروازه بان تیم استیل آذین به قصد اتلاف وقت توپ را به بیرون می زند و وانمود می کند که مصدوم است. او و خیلی های دیگر گمان می کنند با این کار از طرفی یکی دو دقیقه وقت تلف می کنند و از طرف دیگر بازیکنان پرسپولیس توپ را در اختیار آن ها قرار می دهند و در اندک زمان باقی مانده نتیجه حفظ می شود. اما علی دایی سرمربی پرسپولیس از بازیکنانش می خواهد توپ را در اختیار استیل آذین قرار ندهند و همان توپ گل می شود و …
پر واضح است که من فقط همین فرضیه را بررسی می کنم و چنانچه سوشا واقعن مصدوم شده باشد(که احتمالش کمتر از قابل اعتنا بودن است) مساله کاملن متفاوت می شود.
از آنجا که مدتهاست دستم به نوشتن نرفته می خواهم مستقیم به این سوال اشاره کنم: چرا مبارزه ی بدون خشونت؟ آیا در دهه ی شصت و هفتاد پیامبرانی مانند چه گوارا آیاتی از جانب خدا آورده بودند که مبارزه با خشونت را تایید می کرد و امروز پیامبران جدیدی حکم آورده اند که مبارزه همانا بی خشونت باشد؟ چرا این روزها گفته می شود پاسخ خشونت مستبد را نباید با خشونت داد؟ آیا این آیه ی الهی است؟ لودگی نمی کنم و می گویم این آیه ی الهی نیست، این ایستادن روی تجربه ی بشر است، نتیجه ی رسیدن به این مطلب است که نامطلوب، استبداد است نه مستبد و گزاره هایی مانند این که خشونت، خشونت می آفریند حاصل تجربه ی بشر است. همانطور که اخلاق حاصل تجربه ی بشر است و در یک نگاه خاص بر اساس هدف تعریف می شود. بر اساس منافع، منافع یعنی قدرت بیشتر، این قدرت می تواند چیزی مانند پول یا «داشتن احساس خوب نسبت به خود» باشد.
هدف پرسپولیس یا علی دایی چیست و باید چه می کرد؟ هدف سیاه پوستان آمریکایی چه بود و در یک هزینه فایده باید چه می کردند؟ آیا چون کشتن انسان ها «بد» بود، سیاه پوستان آمریکا تفنگ به دست نگرفتند یا چون اگر تفنگ به دست می گرفتند هیچ گاه به برابری نمی رسیدند؟ و آیا نفرت بد است چون نفرت بد است یا نفرت بد است چون در یک حرکت اجتماعی در دراز مدت به حرکت آسیب وارد می کند؟
مطلب این که «فیر پلی» آیه ی آسمانی نیست، همانطور که مبارزه ی بدون خشونت نیست. اگر هدف علی دایی کسب آن سه امتیاز بود و اگر علی دایی هم مانند من فکر می کرد تحویل دادن توپ به بازیکنان استیل آذین اخلاقی در فوتبال احیا نمی کرد، بلکه یادآور داستان لباس جدید پادشاه می شد، چه اصراری بر اجرای آن اصول و چه چیزی از بین نمی رفت اگر بازیکنان پرسپولیس آن توپ را تحویل استیل آذین می دادند و چه چیزی به دست می آوردند؟
رعایت فیرپلی در آن شرایط به نظر من مساله ای مانند این است: فردی در زندانی با یک بز گرفتار شده، تکه کاغذ و خودککاری دارد. فرد باید انتخاب کند با آن کاغذها نامه ای به بیرون بفرستد و برای آزادی خوش تلاش کند یا ترجیح بدهد چند مدت بیشتر زندان بماند در عوض برای حمایت از بز، کاغذ را به او بدهد تا بخورد و از گرسنگی نمیرد.
به نظرم هردو مورد به یک اندازه مضحک هستند.

Advertisements
نوشته شده در Uncategorized. Leave a Comment »

می آیم

به غایت دلم وبلاگم را می خواهد و به دستم دور است.
نمی دانم فیزیکی یا روانی اما دور است.
خواهم نوشت باز.

نوشته شده در Uncategorized. Leave a Comment »