یه حادثه چند ساعته با من میاد قدم قدم

اگر روزی حتا برای چند ماه تغییری در ساختار قدرت در ایران به وجود آید. همه ی ما همدیگر را خواهیم خورد.
شاید واقعن هنوز بهتر است اگر قرار است دیکتاتوری به کشور حکومت کند همان «آقا» بر مسند قدرت بماند.
جهان محل سگمان نمی دهد ولی اگر بدهد مهم نیست چقدر خودمان را فریب بدهیم و فراموش کنیم که تقریبن همیشه فقط جوگیر شده ایم، هیچ چیز بهتر نمی شود. جز این که این بار حریف، دشمن، نامطلوب می شود متحد دیروز.
صبح فکر می کردم انتخابات هشتاد و چهار انقلاب پنجاه و هفت در مقیاسی کوچکتر بود.
قال محمد افخمی:ما همان اندروی شاتر آیلندیم؟
آن قدر این شب ها دعا کنند که دعا دانشان پاره شود، فعلن تو تیم مان!
گه تو این یارکشی

Advertisements

اندر امیدواری

نمی دانم در یک سال چند نفر مانند فرهاد فرنود در یک کشور به دنیا می آیند.
و نمی دانم به لشگری تبریک بگویم یا سعید سهراب پور یا کامران دانشجو یا محمود احمدی نژاد یا آیت الله خامنه ای( که آنقدر ترسناک است نامش را به کمتر از پیشوند آیت الله ننویسم).
یا به خودمان که سکوت می کنیم.
و ما تنها نگاه می کنیم.
نتیجه انتخاب رشته فرهاد فرنود، رتبه 65 کنکور MBA سال 89 مردود اعلام شد.

حمام نمی کرد

هنگام بازدید از حمام کاخ شاه مخلوع در رامسر به «تجملات» شخص فوق الذکر فکر می کردم که پسر جوانی کنارم گفت:»فکر کن فرح رو تو این وان می گرفته…»
من فکر می کنم تنها یک دلیل قابل قبول برای وقوع انقلاب 57 وجود دارد:
سر کس شعر انقلاب شد.

ع ل ی ک ر ی م ی

علی کریمی
علی کریمی
علی کریمی
علی کریمی
علی کریمی
علی کریمی
علی کریمی
سردار آجرلو
محمد مایلی کهن
گوینده خبر شبکه سه
علی دایی
خداداد عزیزی
محمد غلامی
مهرزاد معدنچی
عادل فردوسی پور
ناصر حجازی
علی پروین
همه آن ها که نامشان را به یاد ندارم
سی و پنج هزار نفر در فیس بوک
علی کریمی
علی کریمی
علی کریمی
علی کریمی
علی کریمی
علی کریمی
علی کریمی
علی کریمی

نوشته شده در Uncategorized. Leave a Comment »

به یاد دیروز همیشه بهتر

«پیامک» داد که حضرت جوانفکر در برنامه وزین دیروز، امروز، پس فردا: آقا مملکت ولی فقیه داره!!
گفتم: سهرابپور…
گفت:خوب بالاخره مملکت ولی فقیه داره دیگه… زین پس به جای واژه غریب «صاحَب» استفاده شود.
من از آقای روستاآزاد فقط یک مصاحبه خوانده ام. در وصفش کمی شنیده ام و دانشنامه ای می دانم که بوده و کجا بوده.
من فقط فکر می کنم
فقط احساس می کنم
یک مدت زیادی باید باهم باشیم.
باید دیوث نباشیم.
باید نه دوست، مثل دوست باشیم.
باید خسته نشویم.
که تلفات کم بدهیم، که در خانه پدری باردار نشویم.
به یاد دیروز همیشه بهتر!

فوتبال، مترو

1
هفت صبح مترو:
نمی دانم چرا همیشه سی ثانیه دیر می رسم، پله ها را که تمام می کنم قطار شروع به حرکت می کند و همزمان قطار کرج می رسد. همان زامبی لند که تا نبینید نمی توانید تصور کنید. مردمی که برای فتح صف اول هجوم می آورند و وقتی در قطار باز می شود تنها «اذا الوحوش حشرت» در ذهنت می آید. با زور آرنج و بعضن لگد وارد قطار می شوند. برخی که دم در قطار می ایستند به انتظار قطار بعدی تا بتوانند این بعضن یک ساعتی که هشتند، نشسته سیر کنند. گور پدر آنها که پشت سرشان عجله دارند مبادا از قطار جا بمانند. سوار می شوم و دور و برم را نگاه می کنم. به دنبال یک نفر که سر پا در حال جان کندن برای نخوابیدن نباشد و تقریبن همه سرپا خوابیده اند. من هم اگر روزی مجبور شوم در این مملکت مثل آدم زندگی کنم و به جای این که شش صبح بخوابم، شش صبح بیدار شوم دنبال یک لقمه نان یا دویدن پی مدرک با معدل بهتر احتمالن شبیه آن ها خواهم شد.
2
سر تمرین روزه خواری می کند، همان روز علیه سردار آجرلو مصاحبه می کند، مچبند سبز پس فردای کودتا می بندد، معلوم نیست چه کرده که از تیم ملی «اخراجش» کردند.
برخی گزارشگرها می گویند بازیکن تکرار نشدنی.

نوشته شده در Uncategorized. برچسب‌ها: , , , , . Leave a Comment »

سرتق

سیزده روز از اعتصاب غذای زندانیان بند سیصد و پنجاه اوین گذشت.
از درد گرسنگی که بگذریم و خیال مادری که شب ها نمی خوابد، باید از خواهش میرحسین موسوی و مهدی کروبی و زندانیان رجایی شهر هم بگذریم.
بعد
ما هنوز تنها می نالیم از «کودتا» و اگر دستمان بیاید بر سر هم می زنیم.
پسرک سرتق را
من
ستایش می کنم.
و این وسط عده ای هستند مانند نیک آهنگ کوثر که ایستادگی خود در برابر جنبش سبز را می ستایند.
هه!

جاده ها با خاطره قدم های تو بیدار می مانند
که روز را پیش باز می رفتی،
هرچند
سپیده
تو را
از آن پیش تر دمید
که خروسان
بانگ سحر کنند*
*شعر از احمد شاملو